رضا قليخان هدايت
1701
مجمع الفصحاء ( فارسي )
* * * آن چشم نگر به ناز و خوابآلوده * وين چشم نگر به خون ناب آلوده مهتاب رخت به مشك ناب آلوده * گر ديده به مشك ماهتاب آلوده * * * عنابلبا چو برگ عناب شدى * بدرنگ بيامدى به اشتاب شدى ناديده منت تمام ناياب شدى * چون ريگ بيامدى و چون آب شدى * * * هرچند تو در كنار من بيشترى * زى جان و دلم به دوستى پيشترى گر بر دل من ز غمزه چون نيشترى * از خويشتن و خويش مرا خويشترى 357 قوامى رازى صاحب تذكرهء هفت اقليم در توصيف او شرحى نگاشته است و اين ابيات را كه نوشته مىشود به دو منسوب داشته . از اوست : مكن خضاب كه پيرى نهان نشايد كرد * برون پرده چنين باش كز درون حجاب چو نور روز به از ظلمت شبست يقين * تو صبح شيب چرا شام مىكنى بخضاب به هوش باش كه دمساز يار تست خرد * قدح مگير كه غماز راز تست شراب و له كمر به طاعت حق بند اگرچه سختدلى * كه در پرستش معبود كوه را كمر است مباش غره به بستان بىزوال بهشت * از آن بترس كه زندان جاودان سقر است سياهروى بود زرپرست در عقبى * سماع كن كه حديث غريب پرعبر است رسيد پيرى و ميلت به روز برناييست * دميد صبح و دلت با ستارهء سحر است